عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )
262
مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )
انتخاب مىشود و با مرگ يكى از اوليا فردى از عامه را جاى وى برمىگزينند و شمار سالكان ، كامل نگهداشته مىشود . ذات بارى ، كائنات را باوجود اينان اداره مىكند . چون اين گروه را همه كس نمىدانند و نمىشناسند ، لذا آنان را " رجال - الغيب " نامند . تاثير اديان كهن ، فيثاغوريان و حتى اعتقادات مصر و هند در تعداد اعضاى اين گروه آشكار است . دربارهء قطب ، ابدال ، جايگاه اقامت آنان و اشيايى كه مظهر آنان قرار گرفتهاند ، احاديثى جعل كرده و به پيامبر اسناد دادهاند . اعتقاد به قطب و عقيده به امام در تشيع نوعى قرابت باهم دارند . ولى بين اثنا عشريه ، امام شخصيتى است كه از طرف پيامبر تعيين و از طريق نيابت به امت ابلاغ مىشود تا كارهاى دين و دنياى امت را عهدهدار گردد . پيامبر از ذات بارى فرمان مىگيرد و فرمانهاى الهى را به امت مىرساند . اين صفت مقام " نبوت " است . مطابق اين امر ، حكم راندن بين امت صفت " امامت " است . در شخص امام صفت اول موجود نيست ، فقط صفت دوم وجود دارد . معصوميت امام كه محافظ شرع است ، واجب است . عصمت لطف الهى است . از اين روى هم بايد كه امام از جانب الهى تعيين و از طرف پيامبر ابلاغ گردد . اما - چنان كه فوقا نيز اشاره شد بين صوفيان ، مقام قطب از اين درجات بسى والاتر است . قطب كه " انسان كامل " نيز خوانده شده از زمانهاى بسيار دور حتى از آيين بودايى تاثير پذيرفته است و ابتدا در سخنان محمد بن على الحكيم الترمذى متوفى به سال 255 ه / 69 - 868 م كه از خراسانيان بود ، به چشم مىخورد . بعد از وى اين عقيده توسط حسين بن منصور حلاج مقتول در 310 ه / 922 م در بغداد به كمال رسيده است . پس از او نيز صورت مدرسى ( كلاسيك ) به خود گرفته و يكى از اعتقادات عام صوفيان شده است . در قرآن انسان بر بسيارى از مخلوقات ديگر برتر دانسته شده است « 1 » و تصريح شده است كه خلقت شب ، روز ، ماه ، خورشيد ، باران و نباتات بخاطر
--> ( 1 ) قرآن كريم ، بنى اسرائيل ( 17 ) ، آيهء 70 .